جزییات خبر

حدیث هفته

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۱۱/۲ - ۱۲:۰۰ | نویسنده:
گوهر پنجم

گوهر پنجم

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «از کنجکاوی در کار دین بپرهیزید، زیرا خداوند دین را آسان قرار داده است، بنابراین از مسائل دین آنچه را طاقت دارید فرا گیرید، زیرا خداوند کار نیک بادوام را دوست دارد، اگر چه اندک باشد. 1»

در قرآن می خوانیم:

ـ ... يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ 2 ... خداوند برایتان آسانی می خواهد و سختی نمی خواهد.

ـ  لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ 3... خدا هیچ کس را جز به اندازۀ توانایی اش مکلف نمی سازد؛ هر کس هرچه کسب کند به سود اوست و هرچه مرتکب شود به زیان او ...

ـ ... وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَرَدًّا 4. و کارهای نیک ماندگار نزد پروردگارت پاداشی بهتر و فرجامی خوش تر دارد.

با کمی دقت بر روی آیات فوق، متوجه می شویم که فرمایش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در این حدیث، بر اساس همین نکات قرآنی است: «آسانی دین»، «توجه به توانایی افراد در فراگیری و عمل به دستورات دینی»، و «ارزش اعمال نیک با دوام و ماندگار».

و اما کنجکاوی در کار دین، که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از آن نهی کرده اند، به چه معنی است؟

به خوبی روشن است که این کنجکاوی به معنی پرسش و کندوکاو در مسایل دینی، جهت کسب اطلاعات و فهم و عمل به فرامین الهی نیست. چرا که اسلام دین علم و آگاهی است و دانایان و نادانان را مساوی نمی داند. 5

پس پیداست منظور از این که فرمود از کنجکاوی در کار دین بپرهیزید، مخالفت با فراگیری و کسب علوم مربوط به آن نیست، بلکه کنجکاویهای بی موردی است که دانستن آن، نه معرفتی را ایجاد می کند و نه مشکلی را حل می کند. نه به درد دین می خورد، نه به درد دنیا.

علاوه بر این، بعضی از آدمها، ممکن است اساساً طاقت فهم و درک فلان مسئله پیچیده را نداشته باشند، و همین جاست که پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «از مسائل دین، آنچه را طاقت دارید فرا گیرید.» یعنی که به ظرفیت خود توجه کنید و به دنبال موضوعاتی بروید که بتوانید آنها را فهم کنید و به کار بندید.

مثال در مورد کنجکاویهای بی فایده و غیرضرور، بسیار است. مثلاً اینکه «چرا نمازهای یومیّه، یکی دو رکعتی، یکی سه رکعتی، و سه تا چهار رکعتی است؟»

یا اینکه کسی راجع به «ذات خداوند» کنجکاوی به خرج دهد، و یا اینکه بخواهد بفهمد اصحاب کهف، دقیقاً چند نفر بوده اند.

اینها و نمونه های دیگر، از نوع کنجکاویهایی است که یا بشر قدرت فهم آن را ندارد، و یا با کنجکاوی در آن، چیزی به معرفت دینی او اضافه نمی شود. اینجاست که بنا به فرمودۀ پیامبر(صلی الله علیه و آله)، در حدیثی فرموده اند: « در همه چیز بیندیشید، ولی در ذات خداوند نیندیشید.6»

و یا می بینیم خداوند در شرح ماجرای اصحاب کهف، اشاره به این دارد که مردم راجع به تعداد اصحاب کهف (بدون اطلاع) نظر می دهند و هر یک چیزی می گویند. و بعد، در همین آیه، اضافه می کند: «... بگو پروردگار من عدۀ آنها را بهتر می داند و جز اندکی، کس دیگر از عدۀ آنها باخبر نیست. پس تو دربارۀ ایشان جز با گفت و گویی ساده بحث مکن و دربارۀ آنان از کسی نظر مخواه7»

نتیجه اینکه، اگر دانستن تعداد اصحاب کهف، لازم و ضروری بود و برای مردم فایده ای داشت، خداوند به آن اشاره می کرد، اما می بینیم که خداوند به پیامبرش فرمان می دهد که در این باب، با آنها بحث مکن.

امام علی (علیه السلام) در مورد این گونه کنجکاویهای بی فایده، فرموده اند: «کسی که در کارها، بیهوده کنجکاوی کند، به حق نرسد8...»

  1. نهج الفصاحه، ص 307. ح 986
  2. سوره بقره. بخشی از آیۀ 185
  3. همان. بخشی از آیۀ 286
  4. سوره مریم، بخشی از آیۀ 76
  5. اشاره به آیۀ 9 سورۀ زُمَر
  6. نهج الفصاحه. ص 17. ح 1173
  7. سورۀ کهف. آیۀ 22
  8. نهج البلاغه. سخنان. ص 809. بخشی از حکمت 31

 

 

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به دفتر نشر فرهنگ اسلامی می باشد.