بیوگرافی

بیوگرافی محمدرضا حکیمی

محمد رضا حکیمی نویسنده، فقیه، محقق، مدرس، ویراستار، فیلسوف، اسلام شناس، نظریه پرداز، پژوهشگر، مترجم، کتاب شناس، شاعر و اندیشمند ایرانی در چهاردهم فروردین ماه سال ۱۳۱۴ شمسی در مشهد چشم به جهان گشود. پدرش عبدالوهاب، از یزد به مشهد مهاجرت کرده بود، و به کسب و کار در بازار اشتغال داشت.

 

حکیمی از نوجوانی وارد حوزه علمیه شد. به لباس روحانیت درآمد و نزد محمد تقی ادیب نیشابوری، آیت الله شیخ مجتبی قزوینی خراسانی، هاشم قزوینی، عبدالنبی کجوری، علی اکبر الهیان، آیت الله العظمی سید محمد هادی میلانی، آیت الله میرزا احمد مدرس یزدی، شیخ اسماعیل نجومیان، علی نمازی شاهرودی، غلامحسین محامی بادکوبه ای، حاج سید ابوالحسن حافظیان و حاجی خان مخیری به تحصیل مقدمات و سطح، خارج فقه و اصول، کلام، فلسفه، ادبیات عرب، اوفاق، رمل، نجوم و تقویم پرداخت.

او اجازه حدیثی به سال ۱۳۴۲ از شیخ آقا بزرگ تهرانی دریافت کرد.

او پس از این با مشکلاتی که در حوزه به چشم دید از لباس روحانیت خارج شد. از سال ۱۳۴۵ به همکاری با بنیاد فرهنگ ایران، شرکت سهامی انتشار و موسسه فرانکلین پرداخت و به سال ۱۳۵۵ به تدریس در دانشگاه تهران سرگرم شد. او هیچ گاه ازدواج نکرده و تاکنون تجرد گزیده است.

 علامه محمدرضاحکیمی از آیت الله مجتبی قزوینی تاثیر بسیار گرفت. او در سال های بعد به تبیین مبانی اندیشه ای به نام مکتب تفکیک پرداخت.

واژه تفکیک را او درباره این مکتب پیشنهاد کرد و به کار برد تا این که اصطلاح شد و معروف گشت.

حکیمی سه راه شناخت را می شناساند: وحی، عقل و ریاضت. او با فلسفه و عرفان مخالفت نمی کند ولی خواستار جداسازی سه جریان شناختی از یکدیگر است. وی به معارف ناب دینی و خالص قرآنی عقیده دارد، بدون هیچ گونه امتزاجی با عرفان و فلسفه. در واقع معارف دینی با معرف بشری نباید در هم شوند.

مکتب تفکیک بر قرآن و حدیث و سنت و آموزه های اهل بیت (ع) و هرچه از ثقلین استفاده شود تکیه دارد. این گونه یک عقل خود بنیاد دینی شکل می گیرد که خودکفا است و به اقتباس از کسی و نحله ای نیاز ندارد.

وی متفلسفه، صوفیه، حکما، عرفا و به ویژه محیی الدین عربی و آثار او را مورد انتقاد شدید قرار می دهد. او علل عقب ماندگی مسلمانان را تکیه بر دانشهای یونانی و کم توجهی به متن قرآن می داند.

حکیمی می گوید فلسفه ابن سینا، ملاصدرا و خواجه نصیر طوسی جزو تمدن اسلامی است ولی جزو تدین اسلامی هرگز.

مکتب تفکیک راه خود را از روش روشن فکران و حتی از روش مرسوم در حوزه جدا می کند و راهی را افزون بر مکتب تاویل و مکتب هرمنوتیک می گشاید که مبتنی بر فطرت است.

این مکتب با تاویل و تفسیر مخالف است و به آن چه به صورت مستقیم از کلمات استفاده می شود عنایت دارد. عقل ستیزی و اخباری گری در آن راه ندارد، ولی می توان آن را یک مکتب نواخباری دانست، در برابر کسانی همچون دکتر سروش که به باطن آیات و روایات اصالت می دهند و تفکر نواعتزالی دارند.

این مکتب یک راه و روش ساده و قابل فهم و عاری از هرگونه پیرایه های بشری برای شناخت دین و راه یافتن به عمق معرفت الهی و توحیدی است.

دکتر علی شریعتی وی را وصی خود قرار داد تا مطالب غیر اسلامی از کتاب هایش زدوده شود. اما حکیمی سرگرم خلق آثار خود بود.

نثر حکیمی نثری ساده و در عین حال جذاب و گیرا است که نمونه های آن در کتاب های درسی نیز گنجانده شده.

مقالات حکیمی پرشمارند و کتاب های وی هریک بارها به چاپ رسیده اند. شاید کتاب الحیاه وی در زمینه مذهب، انسان، زمان و زندگی مهم ترین اثر او باشد. این کتاب درصدد است تا مکتب اقتصادی اسلامی را نمایان کند.

الحیاة موسوعه ای حدیثی و موضوعی است که با همکاری دو برادرش محمد حکیمی و علی حکیمی فراهم آمد و سپس با ترجمه احمد آرام انتشار یافت.

بیشتر آثار استاد از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی در تهران به چاپ می رسید اما در سال های اخیر انتشارات دلیل ما کتاب های استاد حکیمی را نشر می دهد. آثار او به زبان های عربی، انگلیسی و کردی ترجمه شده است.

کتاب های او جلدی ساده دارند، زمینه ای سفید با یک دایره قرمزرنگ در بالا که نشان دهنده نهضت سرخ تشیع است.

آثار او بیشتر در قطع رقعی به چاپ می رسند و در آغاز آن این کلمات به چشم می خورد:

درود بر مهدی، زنده کننده قرآن و نجات دهنده انسان.

وی در ابتدا در هر کتاب به زندگی یکی از افراد تاثیرگذار می پرداخت: شرف الدین، آقابزرگ، میرحامدحسین، علامه امینی، امام خمینی و… پس از این به جای توجه به اشخاص به شناساندن راه افراد پرداخت. تلاش اصلی او مبارزه با فقر و گرسنگی، برقراری عدالت و زمینه سازی برای دوران ظهور است. او اجرای عدالت را مهمترین نشانه جامعه اسلامی می داند.

 

آثار وی عبارتند از:

خورشید مغرب: غیبت، انتظار، تکلیف، درباره امام زمان (عج). یادنامه علامه امینی. شیخ آقا بزرگ. آنجا که خورشید می وزد. دانش مسلمین. بیدارگران اقالیم قبله. مکتب تفکیک، ۱۳۷۵٫

پیش تر خلاصه آن به سال ۱۳۷۱ در شماره دوازدهم کیهان فرهنگی و تفصیل آن به سال ۱۳۷۳ در فصلنامه تاریخ و فرهنگ معاصر انتشار یافته بود. این کتاب را دکتر عبدالجواد رفاعی به زبان عربی ترجمه کرد.

اجتهاد و تقلید در فلسفه. ادبیات و تعهد در اسلام. ترجمه مختصر البلدان با مستعار ح مسعود. امام در عینیت جامعه. انذار. بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی (عج). پیام جاودانه. جامعه سازی قرآنی. حماسه غدیر، درباره علامه عبدالحسین امینی و کتاب الغدیر. اسلام مذهب رسمی ما. یادنامه پروفسور عبدالجواد فلاطوری. سپیده باوران. سرود جهش ها. شرف الدین، درباره عبدالحسین شرف الدین. عقل سرخ. فریاد روزها. قصد و عدم وقوع، نامه ها که ابتدا در آیینه پژوهش به چاپ رسید. قیام جاودانه (سخنی چند پیرامون عاشورا و آفاق آن). گزارش (برگرفته از الحیات). کلام جاودانه (سخنی چند پیرامون نهج البلاغه و آفاق آن). معاد جسمانی در حکمت متعالیه. هویت صنفی روحانی. مقام عقل. میر حامد حسین، درباره حامد حسین بن محمدقلی کنتوری (۱۲۴۶ – ۱۳۰۶ق). نان و کتاب. یکصد و پنجاه سال تلاش خونین. عاشورا مظلومیتی مضاعف. مرام جاودانه. علی (ع). پیامبر (ص). از زندگی تا ابدیت. ای آفتاب. عاشورا عدالت. فاطمیات. عاشورا غزه. استغفار. امواج غدیر. الهیات الهی و الهیات بشری. مشعل اتحاد، بقلم پیشوایان بزرگ تشیع و تسنن. فلسفه شورشهای شیعه. تفسیر آفتاب، درباره امام خمینی. تعلیقه بر اسلام در ایران اثر پطروشفسکی ترجمه کریم کشاورز. تعلیقه بر تاریخ فلسفه در جهان اسلامی از حنا الفاخوری و خلیل الجر ترجمه عبدالمحمد آیتی. تعلیقه بر سیری در اندیشه سیاسی عرب، نوشته دکتر حمید عنایت. مقدمه بر مشعل جاوید. مقدمه بر متاله قرآنی شیخ مجتبی قزوینی خراسانی از محمدعلی رحیمیان. مقدمه بر تکاپوگر اندیشه ها (زندگی، آثار و اندیشه های استاد محمدتقی جعفری) اثر عبدالله نصری. مقدمه بر سقراط خراسان: نگاهی به شخصیت، فضایل، مجاهدات و آثار استاد محمدتقی شریعتی مزینانی، اثر محمود اسعدی. مقدمه بر فاطمه چه گفت …؟ مدینه چه شد؟ از حسن زورق. مقدمه بر نگاهی به دریا از دور (علامه امینی و الغدیر در اندیشه ها).

کلیه حقوق مادی و معنوی متعلق به دفتر نشر فرهنگ اسلامی می باشد.